تبليغاتX
رکابزنان کوهستان
گزارش مسیر زنجان ـ ‌دگاهی ـ ‌ولیدر ـ ‌سرخه د یزج

بهار است و از بارش و حال و هوای آن خبری نیست،‌زمستان سخت را به خاطر بهار پشت سر گذاشته ایم لیکن بهار دچار خشکسالی شده است خوب نمی توان در خانه بست نشست و زانوی غم در بغل گرفت باید طبیعت را در هر صورت قبول کرد چرا طبیعت در همه حال ما را دریافته است در ایام شادیها و غمهایمان همه وقت به گرمی ما را پذیرفته است. با دوستان قصد داریم به ولیدر روستائی زیبا با مسیر ی زیباتر در طارم زنجان سفر کنیم. ساعت 20/6 صبح روزجمعه8 خرداد    از چهارراه معلم به سوی روستای سهرین حرکت می کنیم از سه راهی سفرآباد به سوی کوی فرهنگ و از آنجا به سوی روستای سهرین رکاب می گردانیم ساعت 8ودر کیلومتر 32 در روستا هستیم روستای سهرین بخاطر اهوان زیبایش منطقه حفاظت شده وهینطور منطقه گردشگری اعلام شده است این روستا را به قصد روستای دیگر (دگاه) ترک می کنیم حدود 9 کیلومتر باید رکاب بزنیم هوا نسبتاً خنک است و مناطق اطرفمان با توجه به کمبود بارش بهاری امسال نسبتا مطلوب و زیباست از حرکت مواج و خروشان آب رودخانه در داخل دره تنها جویباری  پرآب پیداست و لیکن این منطقه مثل سالهای پیش زیبا و دلفریب است در جائی سر سبز که جویباری بزرگ از آن به سوی رودخانه در جریان است برای خوردن صبحانه اتراق می کنیم بعد از صرف صبحانه باز پای در رکاب می کنیم و ساعت 24/10 به مسیری که آخرین دره از طرف چپ به روستای دگاه است وارد می شویم جویباران و درختان و سرسبزی زمین دلگشا و دل انگیز است سوار بر مرکب قدری از مسیر را پیش می رانیم جلوتر دیگر دوچرخه سواری میسر نیست وسیله ها بر دست با بار 30 کیلو  گرمی  دوچرخه سربالائی  مسیر را باید بالا بکشیم کل مسیر تا گردنه از کنار رودخانه گذر می کند ما نیز چشمی به رودخانه با آب زلالش داریم و چشمی به طبیعت زیبای اطراف. جای همه دوستان را خالی می کنیم 0 آب رودخانه جان می دهد برای آب تنی لیکن اجبار به حرکت از این کار برحذرمان می کند حوضچه های بزرگ و عمیق در میان سبز زاران،‌گلهای معطربنفش که با نسیم به تن نازی و عشوه گری مشغولند در میان آب سنگها و شنها که با زیبائی تمام به دست طبیعت چیده شده اند شکوه و جلال این مجموعه را دو چندان می کنند. مسیر سربالائی است و پدال دوچرخه گاهی پوست و گوشت پایمان را می کند این از آزارهای مسیرهای سربالائی با دوچرخه های سنگین از بار است لیکن لذت و زیبائی مسیر این درد جانکاه را فوراً از یاد می برد و جان را صفا و آرامش می دهد. گلها و سبزه های زیبا و الوان در کنار آب با باد نسیم رقصان و پیچان ما را بدرقه می کند.

مسیر سرسبز و زیباست بادی لذت بخش می وزد و روح جان را آرامش می دهد. و  پرنده ای در کنار آب جویباران گذر عمر را نظاره نشسته  است  و کم کم بار دوچرخه ها و زخم پدال آزار دهنده شد و بدن نیاز به استراحت را می طلبد کمی جلوتر به چشمه قوردبلاغی می رسیم ساعت 45/11  است  از آب خبری نیست بالاتر می رویم بالای آیشخور شیلنگ پیداست به طرفش می رویم شکسته است ترمیم می کنیم و آب را به آبشخور بر می گردانیم و از خنکی اب چون یخ آن لذت می بریم کمپوتی باز می کنیم و در میان علفهای سبز و گلهای بنفش  از نسیم خنک محظوظ می شویم منطقه    با وجود کم آبی این چنین زیباست در صورت بارش خوب دیگر زیباتر و مانند بهشت خواهد شد. بعد از کمی استراحت باز بارگران را به سوی گردنه می کشیم لازم به یادآوری است در طول مسیر از اول دره  تاگردنه فقط به چپ متمایل شده ایم بالاتر می کشیم شدت باد بیشتر می شود اکنون ساعت 54/12 در گردنه هستیم از ورودی دره تااینجا9 کیلو متر است  قله قارقالان با ابهت تمام خودنمائی می کند و به نظر بلندترین قله منطقه می باشد دلمان برای صعود به این قله زیبا می تپد و لیک باید پیش رفت و به مقصد رسید.

جلو رویمان دو راه مالرو دیده می شود سمت چپ به سوی قله قارقالان و منطقه ای دیگر می رود و سمت راست  به سوی ولیدر0 کمی برای استراحت و خوردن تنقلات و تماشای منطقه زیبا می نشنیم واقعاً قله زیبا و پرابهت است   به راه می افتیم و مسیر سمت راست را پی می گیریم گاه سواریم و گاه پیاده0 باز آزار و اذیت پدال0 بهترین راه آسودن از دست پدال باز کردن آن در این گونه شیب ها و مسیرهاست که حوصله می خواهد و آنهم ما نداریم. جلوتر می رویم وارد دره ای می شویم از دور گله های   گوسفندان  در کوهپایه زیر سایه یکدیگر آرمیده اند سگ نگهبان با عوعوی خود چوپان را خبر می کند پیش تر می رویم اوبه های روستای انذر مشاهده می شود ساعت 58/13 از دور با روستائیان سلام و علیکی می کنیم به سردی به ما جواب می دهند از این عمل ایشان مکدر و حیران می شویم چرا که سالها از این مسیرها گذاشته ایم و مهربانی و شفقت و همدلی را نثار همدیگر کرده ایم پس اینگونه اعمال بر ما گران خواهد آمد. بدون درنگ جلوتر می رویم باز این طبیعت زیبای پر مهر است که این تکدرخاطر را فوراً با زیبائیها و شگفتی هایش از دل بیرون می راند احسنت بر این همه مهر بیکران مادرانه طبیعت0 از میان مسیر جنگلی راه را پیش گرفته گاهی سواریم و گاه پیاده و بازجدال پدال با پاهای ما. ساعت 14 در کنار جویبار زیبائی برای ناهار درنگ می کنیم پاها داخل آب و خنکی آن جلائی به روح و جانمان می دهد. بعد از خوردن ناهار روز از نو روزی از نو باز پیش می رویم وضعیت جسمی و روحی بچه ها واقعاً ایده آل است اکنون بر دامنه دره ای عظیم سوار دوچرخه ایم و ازمسیرو طبیعت زیبای آن لذت می بریم گاهی برای عکسی درنگی می کنیم. انبوه درختان در دامنه های دره ها و گاهی در میان دو دامنه دره ای عظیم و در بندی مهیب با زیبائی تمام جلوه گری میکند و ما حیران و مبهوت بدون کلامی بر این همه شکوه و زیبائی سر تعَظیم فرود می آوریم.. زیبائی مسیر باعث تقاضای دوستان برای چادر زدن بر این دامنه هاست. ولی نه از آب در نزدیکیها خبری است و نه جای مناسبی برای بر افراشتن چادروجود دارد. جلوتر می رویم روستای ولیدر با تمام شکوه و جلالش دیده می شود باغات میوه این روستا بخصوص گیلاس آن مشهور است چون کشاله و لباس دوچرخه بر تن داریم به احترام روستائیان لباس معمولی بر تن کرده و کم کم به روستا نزدیک می شویم درختان گیلاس زیر بار میوه سر خم کرده اند. میوه گیلاس بر روی این درختان   چون درخت کریسمسی انگار چراغانی شده است سریع وارد روستا می شویم و سریعتر از آن خارج. حال به سوی روستای شیت باید رکاب بزنیم مسیر ولیدر به شیت یکی از زیباترین مسیرهای موجود طارم است اینجا رنگهای ارغوانی و قرمز میوه درختان غوغا کرده اند. برای لذت بیشتر از مسیر با سرعت کم حرکت می کنیم به روستای شیت می رسیم قدم به قدم جلو باغات روستا جعبه های میوه گیلاس برای فروش و حمل به شهرستانها چیده شده است.

دلمان برای خوردن این میوه خوشمزه لک زده ولی نه کسی هست که از او بخریم و نه به خود اجازه چیدن بدون اجازه را می دهیم به هر تقدیر این مسیر زیبا نیز در حسرت خوردن حتی یک گیلاس طی می شود ما می مانیم و آرزو به دل. جلوتر می رویم شیب تند را تمام می کنیم به سوی روستای شاقی می تازیم0 ساعت 20/18 در کیلومتر 65 در کنار منبع آب نرسیده به روستای شاقی هستیم با دوستان برای ماندن و رفتن مشورت می کنیم تصمیم می گیریم همینجا بمانیم. با اینکه از ساعت 6 صبح بر روی زین نشسته ایم هیچگونه خستگی در تن احساس نمی کنیم فوراً به بالای منبع می کشیم و در کنار کانال آب دوچرخه ها را به هم تکیه داده چادر را بر پا می کنیم هوا خنک و بسیار دلپذیر است این دما در این موقع سال طارم نعمت بزرگی است. در کنار کانال نشسته پاها در آب جای دوستان  را خالی میکنیم هوا تاریک می شود شام را آماده و تناول می کنیم هرچه زمان میگذرد دمای هوا کمتروارامشی دلپذیر بر منطقه حاکم  میشود کیسه ها پهن وسر بر زمین مهربان نهاده در ارامش  مطلق از خیال دنیای دون بی خیال میشویم. ساعت 5/5 صبح بیدار می شویم باز هوا خنک است سریع وسایل و چادر را جمع می کنیم و بعد از صرف صبحانه ساعت 30/7 به سوی روستای درام در خنکی هوای صبحگاهی رکاب می گردانیم. با دور 30 کیلومتر در ساعت پیش می تازیم از پل رودخانه قزل اوزن (چورزق) عبور می کنیم در روستای دستجرده میوه و هندوانه می خریم براه می افتیم ساعت 10و کیلومتر 108 را نشان می دهد در کنار دکه سازمان مراتع و جنگلهای منابع طبیعی سه راه سرخه دیزج اتراقی می کنیم و ساعت 45/10 شروع به رکاب زدن می کنیم. با دور 7 و 8 پیش می رویم تا بدن گرم شود هوا نسبتاً خنک است و ابرهای بالا سرمان بسان چتری از تابش نورخورشید و گرمای آن جلوگیری می کنند. گاهی نیز قطره بارانی بر صورتمان می افتد. سربالائی سرخه دیزج طاقت فرساست اما اگر با سرعت و دور پای مناسب پدال بزنیم مشکل کمتر خواهد شد. از هر چند دقیقه قمقمه را بر دهان می بریم و جرعه ای از آب سرشار از املاح آن می نوشیم. مایعات در این گونه برنامه ها حیاتی است به خصوص که املاح و یتامینهای آن کامل و کافی باشد.

ساعت 45/11 و حدود 9 کیلومتر از سربالائی را پشت سر گذاشته ایم اکنون موقع جبران مایعات از دست رفته و انرژی است هندوانه چون لاله قرمز است و مانند عسل شیرین جایتان خالی در این زمان و حال این بهترین چیز برای ماست (کل مسافت از منبع تا اینجا 51 کیلومتر) حدود 15-20 دقیقه صرف استراحت و خوردن تنقلات می شود باز پای در رکاب کرده با حالی سرمست و فراق بال پیش می رویم دوستان کمی از من جلوترند ناگهان پیکانی ابوقراضه با سرعت و با سروصدای سرنشینان نادانش از چند میلی متری من رد می شود به زور تعادل خود را حفظ می کنم بچه ها رابا داد و قال خبر می کنم که مواظب این موجودات دوپای انسان نما باشند. هوای مطلوب و مسیر زیبا باز ضربان را به حالت مطلوب بر می گرداند جلوتر می رویم لحظه ای از نوشیدن مایعات غافل نیستیم چرا که مایعات با املاح کافی موجب راحتی جریان خون در بدن شده و مواد مورد نیاز به راحتی به سلولها می رسد. البته در نظر داشته باشید حتما آب حاوی املاح و ویتامینها باشد در غیر این صورت نه فقط مفید نیست بلکه مضر نیز خواهد شد ساعت 40/13 بازدر جائی کمی درنگ می کنیم و تنقلات و میوه می خوریم جلوتر می رویم ساعت 45/14 در پیچ آئینه دار بادگیر بر تن می کنیم سربالائی تند 23 کیلومتری سرخه دیزج را پشت سر گذاشته ایم به بادامستان می رسیم قهوه خانه تعطیل است بسیار گرسنه ایم رستوران دیگر نیز به نام قصریخ تعطیل است به خان چائی رسیده ایم این قهوه خانه نیز تعطیل است سرسبزی و باران گاهگاه حالی خوش نسیب ما کرده است در کنار جاده خان چائی کنسروی باز می کنیم و به امید قهوه خانه مشهدی اشرف باز پای در رکاب می کنیم به قهوه خانه می رسیم از مشهدی خبری نیست دیگر به سوی سر راهی طارم پیش می رویم ساعت 30/17 به سه راهی طارم می رسیم. پای در رکاب و به سوی زنجان حرکت می کنیم ساعت 18 در زنجان هستیم. به امید برنامه ای پربارتر و زیباتر از همدیگر خداحافظی می کنیم.کل مسافت طی شده 183 کیلومتر

 

دوستان هم رکاب حمید ابتکار ـ‌ محمد میری

کمیته دوچرخه کوهستان هیئت کوهنوردی استان زنجان

 

+ نوشته شده در سه شنبه 12 آذر1387ساعت 22:33 توسط حمید پناهی |