ساعت 55/7 در بادامستان طارم در يك هواي خنك بهاري دو چرخهها را از پشت وانت پائين ميآوريم كمي جلوتر ميرويم و صبحانه رادر پيچ آئينهدارخان چائي ميخوريم بعد از صرف صبحانه پاي در ركاب مي كنيم و شيب تند سرازيري جادهخان چائي را كه با مناظر زيباش حالي خوش درما ايجاد كرده است به سوي سرخه ديزج طي ميكنيم دمي از جاده و چشم انداز بسيار بسيار زيباي آن غافل نيستم منطقه خانچائي و طارم امسال از حيث زيبائي و شكوه طبيعت غوغا كرده است همه جا سرسبز و پر از گلهاي رنگارنگ است جلوتر مي رويم سرعتمان بالاست يعني اين مسير سراشيبي همين سرعت را ميطلبد بعد از طي 20 كيلومتر و لذت بردن بسيار از مسير به سرخهديزج ميرسيم ساعت 45/8 را نشان ميدهد سرخه ديزج را پشت سر مي گذاريم و جلوتر ميرويم با درنظر گرفتن اينكه همه ما بار زيادي داريم ( ميانگين براي هر نفر 15-18ك) سرحال و قبراق روي زين نشسته و پاي در ركاب ميفشرند بعد از 22 كيلومتر ركابزدن اكنون در گيلوان هستيم كه شهري كوچك و ثروتمند از نظر منابع كشاورزي و آب است 0رودخانه قزلاوزن كه چون مادري مهربان دربستر خويش به سوي سدمنجيل روان است و اين نعمت بزرگي براي طارم زنجان به شمار ميرود بدون اينكه در گيلوان درنگ كنيم پيش ميرويم جلوتر و حدود 13 كيلومتر بعد ساعت 25/11 به اول راه فرعي قلعه سميران درسمت راست ميرسيم از بچهها براي بازيد اين قلعهنظرخواهي ميکنم همه راضي به ديدن قلعه ميشوند و به سويش حركت ميكنيم مسيرخاكي و تقريباً سرازيري و ناهموار است از باغ زيتون رد ميشويم و از آب خنك چاه عميق آن قمقمه ها را پر ميكنيم جلوتر ميرويم و بعد از طي حدود 3 كيلومتر ساعت 6/12 به قلعه تاريخي و بسيار زيبا ميرسيم اين قلعه قدمت هزار ساله دارد و پايتخت ديلميان بوده است اكنون به علت حجم بيش از حد ذخيره سد منجيل در ميان آب بسان جزيرهاي زيبا چشمها را خيره ميكند در طرفين با فاصله نسبتاً زيادي برجهاي قلعه تقريباً سالم روي تپه هاي كوچك در ميان آب قرار گرفتهاند. بعد از بازديد از اين قلعه در هواي بسيار گرم به سوي جاده آسفالته مسيرطي شده را كه اكنون يك سربالائي تند است بر ميگرديم ساعت 55/12 است كه در جاده اصلي هستيم و به سوي منجيل ركاب ميگردانيم اكنون باد حاصل از سد منجيل بر سينههايمان ميكوبد و ما مجبوريم اين فشارمضاعف را با بار نسبتاً زياد خورجينها تحمل كنيم و جلوتر برويم آب سد دور دستهاي منطقه را نيز احاطه كرده است و منظرهاي بسيار زيبا و شگرف را ايجاد كرده است به هر تقدير بايد جلو برويم ساعت 10/14 به سد ميرسيم باد بسيار شديد است و اجازه ماندن و راندن را نميدهد جلوتر ميرويم تا از محوطه سد خارج شويم و اكنون در كنار رودخانه با عظمت سفيدرود به سوي رود بار پيش ميرانيم مناظر اطراف جاده خيلي زيباست ساعت 40/14 به رودبار ميرسيم در پارك اين شهر دوچرخه ها را كنار ميگذاريم ناهار را صرف ميكنيم و بعد از كمي استراحت ساعت 44/16 از رودبار بيرون ميآئيم رودخانه سفيدرودبا حجم زيادي اب را بر تمام عرض بسترش گسترده است.

و پيچان و مواج به سوي درياي خزر پيش ميرود ما نيز در جهت آب رودخانه تا رستمآباد همراه اين رود با عظمت خواهيم بود در جاده آسفالته پر از ماشينهاي رنگارنگ ركاب ميزنيم طرفين جاده زيبا و باشكوه است و اين سبب ميشود كه صداي دهشتناك ماشينها و بوي اگزوز آنها كمتر حس شود ساعت 18 به رستم آباد ميرسيم كيلومتر 106 را نشان مي دهد پيش ميرويم و جلوتر از سمت راست به سوي توتکابن مي پيچيم برنجزارها با رنگهاي سبز ، زيبا و مخملبن دل هر كسي را ميربايند و زنان زحمتكش گيلاني طبق معمول با لباسهاي الوان خويش در شاليزارها مشغول كارند کمي جلوتر در چشم اندازي بسيار زيبا ركاب خواهيم زد منطقه قدم به قدم زيبا و تماشائي است هر قدم دوربيني مي خواهد براي ثبت مناظر گلها وچشم اندازشگفت انگيز انها .
و اين گلهاي زيباي كنار راه با ترنم نسيم و تكانهاي خويش ما را بدرقه ميكنند جلوتر در ساعت 30/18 به توتكابن ميرسيم كيلومتر 110 را نشان ميدهد به فكرمحوطهاي براي برپائي چادرهايمان هستيم و در بالاترين قسمت منطقه جائي را انتخاب و چادر ها را در ميان سبزههاي با طراوت و گلهاي انار بر پا مي كنيم و تا هوا روشن است به تماشاي منطقه مينشينم هندوانهاي را كه از پائين خريده ايم بر زمين ميزنيم وبا نان وپنير مسئله شام را حل ميكنيم . جاي بسيار باشكوهي است درروبرو آن بالا بالاها قلهلات و برهنه سينه سپر کرده و حريف ميطلبد پائيندستها در هواي گرگ و ميش غروب مردم وديگر موجودات منطقه آماده خواب شبانه ميشوند لحظهاي صداي آواز پرندگان خاموش نميشود و ما چه خوشبختيم كه در اين بالا ناظر تمامي اين ، ماجراها هستيم دلمان نميخواهد شب بشود ولي به اجبار شب فرا ميرسد و بچهها به علت خستگي امروز و ادامه مسير فردا كمكم به كيسه خوابهاي خويش فرو ميروند و صداي آرام نفسهايشان برسكوت و آرامش منطقه مي افزايد و من در اين تاريكي با ناله مرغ حق كه هرازگاهي طنين حق حق اش سكوت را مي شکند به كشور زيبايمان ميانديشم به طبيعت متفاوت و رنگارنگش و به مردم مهربانش افتخار ميكنم و به خود ميبالم كه در اين كشور زيبا با تمدني بزرگ زندگي مي كنم در چنين حال و هوائي به چادر ميروم و به كيسه ميخزم به اميد فردا و فرداهاي بهتر از پنجره و چادرمان به ستارگان مينگرم و0000 پلكها سنگين ميشودو خواب مرا نيز مي ربايد.

شنبه ساعت 4 صبح با صداي بلبلي كه درست بر شاخهاي بالاي چادرمان نشسته بيدار ميشوم صدا قطع نميشود بچهها نيز با اين صدا بيدار ميشوند همه در انتظار ادامه صدا هستيم ولي انگار او وظيفه اش را انجام داده فهميده كه بيدار شدهايم و رفته است از چادر بيرون ميآييم كيسه و چادرها جمع مي شود و صبحانه در يك هواي دل انگيز صرف ميگردد. ساعت 40/6 به قصد شهر بره سر حركت ميكنيم بعد از يك سرازيري كوتاه از چندآبادي بزرگ و كوچك رد ميشويم سربالائي شروع ميشود و تندتر ميگردد شيبها واقعاً نفسگير است ولي منطقه بسيارزيباست دو طرف جاده كوه است و درههاي زيبا 0جلوتر ميرويم به آبشاري در كنار جاده ميرسيم لحظهاي به تماشا درنگ ميكنيم و بازحركت سر بالائيها تندتر ميشود و سنگيني بارها محسوستر0 از هر نيم ساعتي لحظهاي ميايستيم و چيزي ميخوريم ومي نوشيم تا مايعات و کالري از دست رفته بدن را جبران مي كنيم بالاخره ساعت 20/13 به بره سرميرسيم كيلومتر 151 را نشان ميدهد. مدت 5 ساعت بدون درنگ ركاب زدهايم تنها 40 كيلومتر طي شده است و اين نشان از تندي شيبها و سربالائيها است در قهوهخانه اي درست ورود ي بره سر با تخممرغ محلي ناهار را ميخوريم و با صاحب مهربان و دنيا ديدهاش اختلات ميكنيم .بچهها داخل قهوهخانه دراز كشيدهاند. منطقه بسيار زيباست بعد از استراحت با قهوهچي پير خداحافظي ميكنيم و به سوي ورودي بره سر برمي گرديم و درست در ورودي بره سر دو راهي خاکي سمت راست را انتخاب و به سوي شاه شهيدان سرازير ميشويم. مسير كاملاً خاکي و سرازير ي با شيب بسيار تند است كمي جلوتر به سوي چپ ميپيچيم و باز جلوتر به سمت چپ ميرويم سمت راست نيز به اسيابرخواهد رفت بعد از اين سرازيري تند يك سربالائي نفسگير منتظر ماست اين سربالائي نيز در چشماندازي زيبا در دو طرف مسير طي ميشود و به آسفالت ميرسيم ساعت 28/16 و كيلومتر 160 را نشان ميدهد جلوتر دست چپ جادهاي خاكي است ما راه مستقيم را انتخاب ميكنيم كه اين يک اشتباه بوده است ماهمين راه سمت چپ را كه به سياه دشتبان معروف است بايد ميرفتيم و صحيحترين مسيري كه به قله خواهد رفت همين بوده است ولي طبق گزارش مسيري كه ما داريم به سوي شاه شهيدان حركت مي كنيم راه آسفالته را ادامه داده به روستاي گلن گشت ميرسيم كيلومتر 163 و ساعت 21/17 است پيش ميرويم جلوتر به راست ميرويم ديگر منطقه بسيار زيبا و متفاوتتر است و رنگ جلائي ويژه دارد واقعاً قابل توصيف نيست طبيعت با رنگهاي مختلف منطقه را به يك تابلو با شكوه تبديل كرده است هر طرف بهشتي ديگر است هر چشم اندازي تابلوئي بديع است كه هيچ نقاشي را ياراي خلق چنين اثري نيست. جلوتر ميرويم جلال و شكوه منطقه بيشتر ميشود ساعت 23/18 به يك گوسفندسرا ميرسيم كيلومتر 169 را نشان ميدهد. اينجا دشتي سرسبز و مخملين با انواع گلهاي رنگارنگ برپهنه خاک گسترده است انسان در حيرت اين همه رنگ و صفا در يك منطقه ميماند شقايقهاي وحشي در كنار گلهاي بنفش چه زيبا و چه هماهنگ اين رنگها در كنار هم چيده شده است خوشابه حال چوپانان و اهالي اين منطقه و خوشا به حال ما كه در اين عمر كوتاه توانستيم چندوقتي در اينجا باشيم و از اين همه زيبائي لذت ببريم0 از جاده به سوي گوسفندسرا راه را كج ميكنيم زير سايه درختي كهنسال درست كنار چشمهاي كه با آب خنك و زلالش منتظر مسافران خسته و تشنه است ميرويم درختي زيبا و چندين ساله كه انگار تنها نگهبان پايدار و هميشه بجاي منطقه است از مردان چوپان كه در چپرها مشغول چيدن پشم گوسفندان هستند اجازه برپائي چادرها را مي گيريم با مهرباني و محبت فراوان پذيراي ما هستند چادرها را برقرارميكنيم و من وقت موجود را غنيمت ميكنم و مشغول عكاسي ميشوم كمكم هوا تاريك ميشود و هر دم زيبائي متنوع تر و با شکوه تر ميشود سرچوپان به سوي ما ميآيد و دعوتمان به داخل چپرهاي خود ميكند تشكر ميكنيم و لحظهاي بعد اين مرد با لبنيات در دست پيش ما ميآيد و ما هيچوقت محبت و بزرگي و عزت نفس اين مرد بزرگ را فراموش نخواهيم كرد شب فرا ميرسدسر چوپان اندرزمان ميدهد كه به علت بچهدار بودن گركهاي منطقه و نزديك بودن ما ن به گله مواظب خودمان باشيم.

و اين حرف به غربت نميافتد و نصفههاي شب صدايهاي هوي سگها حمله و نزديك شدن گرگها را ميرساند كمكم بچهها به كيسههاي خود ميخزند و من بيدار و از پنجره چادر بيرون را مي نگرم تاريكي شب نيز اينجا متفاوت و زيباتر از شبهاي شهر است در خيال اين بهشت و آرامش ان من نيز چون ديگر دوستان تسليم خواب ميشوم و سكوت.
صبح روز يكشنبه ساعت 25/7 بعداز خداحافظي از چوپانها به سوي شاه شهيدان حركت ميكنيم انگار شكوه و زيبائي را پاياني نيست شقايقهاي مسير با تكانهاي نسيم صبحگاهي بدرقهمان ميكنند دل كندن از اين همه زيبائي واقعاً سخت و دشوار است جلوتر ميرويم ساعت 8 به شاه شهيدان ميرسيم كيلومتر 172 را نشان ميدهد به داخل روستا ميرويم كه نسبتاً بزرگ است با آرامگاهي در محوطه روستا ، با روستائيان سلام و عليكي ميكنيم و از در فك و قله ميپرسيم ميگويند راهي ما لرو از همينجا ما را به قله خواهد برد ولي اگر قصد بر سوار شدن دوچرخه و به قله رفتن را داريد بايد همان راه سياه دشتان را انتخاب كنيد و اين يعني راه آمده را باز گرديم اين سخن براي ما مثل دعاي خيري است چرا كه مناظر زيبا را بازهم خواهيم ديدولذتي مضاعف خواهيم برد حال مصمم به برگشت هستيم بر ميگرديم جلوتر در سمت راست ، راهي به پائين و درست در ادامه مسير سياه دشتستان است من براي اطمينان خاطر پائين ميرويم و تا از درستي مسير خاطر جمع شوم حال اشاره مي كنم كه بچهها هم سرازير شوند. اينجا بهشتي زيباتر و دلانگيزتر منتظر ماست هر طرف شكوه است و عظمت0 درختهاي كهنسال جنگل در كنار هم منظره بسيار زيبائي را پديد آوردهاند جلوتر ميرويم راه خاكي ، ماشين رو و بسيار ناهموار است بارانهاي سيل آساي بهاري جاده را كاملاً مخروبه كرده است به هر صورت بايد حركت كنيم جلوتر ميرويم از چند روستا با كلبههاي زيبا عبور ميكنيم.
راه بسيار ناهموار ولي منطقه زيباست سربالائيهاي تند منتهي به قله شروع شده است و واقعاً نفسگير و طاقت فرساست ولي مسير زيبا و فرحانگيز ما را بالا ميكشد لحظهاي از خوردن و آشاميدن بر روي دوچرخه غافل نيستيم چرا كه انرژي از دست رفته و تعريق آب بدن بايد به سرعت جبران شود هر چه بالاتر ميرويم فشار مضاعف و به همان صورت منطقه نيز زيباتر ميشود به يك دو راهي ميرسيم سمت چپ به روستاي ارنباب و سمت راست و بالا به يك گوسفندسراي بزرگ منتهي خواهد شد، سمت راست را انتخاب ميكنيم به گوسفند سرا ميرسيم کمي بالاتر تابلوئي ازچوب ديده مي شودکه اين جمله بر روي ان حک شده اينجا محل عبور فرشتگان است زمين را الوده نکنيد0 اينجا ييلاقي رويائيست بنام چيچال درفک0 منطقه عاليست و از نظر زيبائي غوغا كرده مه در اين فضاي رويائي با طبيعت بازي مي کندوما به خاطر از دست ندادن زمان بالاتر ميرويم شيب واقعاً تند وحشتناك است به يك منطقه ييلاقي ديگر با چند كلبه جنگلي ميرسيم ساعت 30/12 را نشان ميدهد به علت وضع بسيار ناهموار مسير دوچرخهها را بر خلاف ميل باطني كه ميدانيم مسافتي بسيار اندك تا قله مانده در يكي از كلبهها ميگذاريم ساعت 10/13 به سوي قله حركت ميكنيم شيب تندتر و مسير ناهموارتر ميشود حدود يك كيلومتر بالاتر مسير هموار و قابل دوچرخه سواري است ولي از نياوردن دوچرخهها پشيمان نيستم و همه اتفاقنظر داريم كه تصميم درستي گرفتهايم حال در ميان مه بسيار غليظ بالا ميكشيم گاهگاهي مه كنار ميرود منطقه ديده ميشود ديگر از جنگل خبري نيست و مثل ساير قلهها تنها بوتههاي گون و علف پوشش گياهي را تشكيل ميدهند جلوتر كمكم صداي سگهاي گله و آهنگ صداي ارامش بخش چوپانان به گوش ميرسد0 ساعت 40/15 در كاسه زيباي درفك هستيم بچهها خوشحال و در شگفت از اين همه زيبائي هستند.
دو درياچه كوچك موجود در كاسه و كلبههاي سنگي نمائي زيبا به اين بزرگترين كاسه آتشفشان ايران داده است . چوپانان بارمهها و سگهايشان در اطراف مشغول چراندن گله هستند از خانواده و ديگر اهالي در کاسه خبري نيست . دليلش هم بارشهاي امسال و سردي هوا بود كه اجازه رشد به علفها را نميداد به سوي غار موجود در كاسه ميرويم اينجا نيز تا دهانه پر از برف است و بدون وسايل و كرامپون نميشود پائين رفت. زمان اجازه ماندن بيشتر در كاسه را نميدهد ناهار را روي تخته سنگي مي خوريم و راه آمده را برميگرديم ساعت 10/17 در كنار دوچرخهها هستيم . ساعت 30/17 روي زين دوچرخهها در يك مه غليظ كه همه جا را پوشانده مسير آمده را برميگرديم حال در افسوس چشم اندازهاي زيباييم كه اكنون در ميان مه اثري از آنها نميبينيم تا ازشان عكاسي كنيم . مسير را با سرعت پائين ميرويم كه به تاريكي نيافتيم و به موقع به روستاي گلن گشت برسيم ساعت 23/19 و كيلومتر 204 به گلن گشت ميرسيم . در بالاي روستا در يك چشم انداز زيبا چادر را ميزنيم و شب را در اين محيط زيبا و پرستاره به صبح ميرسانيم.
ـ صبح دوشنبه ساعت 6 به سوي شاه شهيدان حركت ميكنيم باز اين مسير زيبا دل از ما ميبرد بعد از 1 ساعت درست 7 صبح به دو راهي شاه شهيدان و آسيا بر ميرسيم و از دو راهي سمت راست را بر ميگزينيم و به سوي آسيا برحركت مي كنيم تقريباً تا آسيابر سرازيري است ساعت 34/8 به آسيا ميرسيم ادامه مسير را پي ميگيريم سر بالائيها شروع ميشود نفسگير و ممتد است بايد با فشار ركاب بگردانيم به ديلمان ميرسيم و ميگذريم جلوتر ميرويم سر بالائي بسيار تندي در پيش داريم ممتد و با فشار است منطقه زيباي مابين ديلمان تا سياهكل را بايد پشت سر بگذاريم به گردنه ميرسيم كمپوتي در گردنه ميخوريم و جلوتر جنگلهاي زيبا و منحصر به فرد سياهكل شروع ميشود0 بايد از ميان انبوه درختان جنگلي با طراوت و شكوهمند عبور كنيم خوش به سعادت ما0 اي کاش همه بايد ها چنين باشد. مسير واقعاً عاليست هوا عاليتر0 خنك و دلچسب انگار در شمال نيستي از هواي دم كرده شمال اصلاً خبري نيست. جنگل عظيم و زيبا واقعاً فرحبخش و دلرباست مسير سرازشيب است و لذتبخش هرازگاهي در سرپيچي ميايستيم و از مناظر اطراف لذت ميبريم جلوتر كمكم به شهر سياهكل نزديك ميشويم ساعت 30/12 و كيلومتر 270 را نشان ميدهد. ناهار را در شهر مي خوريم ساعت 30/14 سياهكل را به قصد لاهيجان ترك ميكنيم و 40/17 به لاهيجان ميرسيم بعد از گشت و گذار در شهر و شيطان كوه بچهها قصد دريا و شنا ميكنند ساعت 20/18 به سوي رشت حركت مي كنيم شنا و دريا لحظهاي از زبان بچهها قطع نميشود حال جدي جدي بايد به دريا برويم به كوچ اصفهان ميرسيم و از آنجا به راست ميپيچيم و به لشت نشاء و زيباكنار ميرويم ساحل حاج بكندي بسيار معروف است به سويش ركاب ميفشاريم و ساعت 21 در ساحل حاج بكندي از دوچرخهها پائين ميآئيم كيلومتر شمار 352 را نشان ميدهد چادر ميزنيم و شام درست ميكنيم و شبي خوش را در كنار درياي خزر سپري ميكنيم.
روز سه شنبه ساعت 40/8 به سوي رشت حركت ميكنيم با ترمينال تماس ميگيريم بليط براي امروز هم نيست ساعت 3/10 در رشت هستيم به سوي دروازه منتهي به قزوين شهر حركت ميكنيم بايد از اينجا به بعد را با ماشين طي كنيم با هزار مكافات و زحمت در سه نوبت خودمان را به بادامستان ميرسانيم سوارشدن به ماشين در منطقه زيباي خانچائي برايمان بسيار دشوار است بقيه راه از بادامستان تا زنجان را سوار بر مركب خوش ركابمان طي خواهيم كرد عصر روز سهشنبه ساعت 18 در ورودي شهرمان لباس دوچرخه از تن ميكنيم و با لباس معمولي به سوي منازل خويش رهسپار ميشويم. 0000000000000کل مسافتطي شده 455 کيلومتر
دوستان همراه-مهدي منيري –حميد ابتکار-فرشاد صالحيان
