تبليغاتX
رکابزنان کوهستان

گزارش برنامه ( يحيي آ باد – هشترخان )

بهار امسال به علت بارش فراوان زيبائي و جلوه ديگري دارد ، در اين فصل زيبا ديگر نمي توان در شهر و خانه ماند . انسان همه اش هواي كوه و طبيعت در سر دارد برنامه تقويم كميته دوچرخه سواري كوهستان در اين ايام در منطقه بسيار زيباي لار و يحيي آباد هشتر خان منظور شده است ، منطقه اي بسيار بكر و زيبا .

امروز جمعه 12 خرداد ماه قصد اجراي اين برنامه را داريم بازهم در يك تيم سه نفره در چهار راه معلم منتظر وانت تلفني  هستيم كه از ديروز با راننده قرار بر ساعت 5 گذاشته ايم تاخير دارد و دوستي نيز سر قرار حاضر نيست نيامدن دوستمان و تاخير وانت مجبورمان مي كند ساعت 5/5 حركت بكنيم اكنون در جاده ترانزيت زنجان – تهران هستيم و رانده قصد پيچيدن به طرف جاده طارم را دارد . ساعت 6 صبح درست روبروي قهوه خانه اشرف اول جاده روستاي امام هستيم بعد از خداحاظي از راننده سوار مركب ها در جاده روستاي امام ركاب مي گردانيم . هوا واقعا عالي است و حيات بخش – مسير سر بالائي تندي است و مناظر اطراف اجازه حركت به ما نمي دهد ولي چه مي شود كرد بايد حركت كنيم تا برنامه كامل اجرا شود . گل هاي زيبا – صداي پرندگان هواي لطيف صبحگاهي و خنكاي آن دلفريب است و باز دارنده . گاهي پاها سست مي شود ولي باز ادامه مسير و اجراي برنامه اين اجازه را به عضله ها نمي دهد . در اوج آرامش و لذت و زيبائي هاي وصف ناپذير اطراف مسير حركت مي كنيم شاكريم از اين خوان رنگين طبيعت در منطقه زيباي خان چائي و طارم . دوستان جوان در كنارم با احساس ظريف نظاره گر زيبائيها هستند گل هاي بنفش در مجموعه  هاي بزرگ مانند مزرعه اي خصوصي در ميان علف هاي سبز در دامنه ها غوغا كرده اند در دور دست ها و در سمت راست ما در دامنه اي امام زاده ي روستاي امام در بيرون روستا پيداست . در كنارش درختي بزرگ و مقدس چون نگهباني صديق در سكوت كامل مانند سرداري مطيع بر روي گنبد كوچك از امام زاده  پاسداري مي -كند درختان مقدس به علت مورد نظر و احترام بودن در ميان اهالي عمر زيادي دارند گاهي هم سن با امام زاده ها هستند عكسي مي گيريم و حركت مي كنيم . از دور روستاي امام در يك چشم انداز بسيار زيبا در ميان دود آبي رنگ حاصل دود كش تنور خانه ها جلوه و شكوهي خاص به منطقه داده است از دور بوي نان تازه  خانگي به مشام مي رسد درست ساعت6/7 به روستاي امام مي رسيم كيلومتر 8 را نشان مي دهد .

دقيقا اول روستا در سمت چپ و شمال يك راهي است كه آنرا دامه مي دهيم جلوتر مي رويم دو طرف مسير پر است از گل هاي زيباي بابونه كه با ترنم نسيم رقص كنان ما را بدرقه مي كنند مسيرمان سر بالائي نسبتا تندي است، قابل ذكر است كه اين برنامه تمرينات منظم قبل از برنامه را مي طلبد چرا كه فشار و سر بالائي ها زياد است و ليكن صفا و زيبائي منطقه انگيزه روحي و جسمي براي حركت را بيشتر مي كند و اين سر بالائي هاي تند را قابل تحمل تر مي كند . مسيري است واقعا ايده آل براي دوچرخه كوهستان به قول بچه هاي همراهم اين است دوچرخه سواري كوهستان . منطقه و مسير زيبا و مفرح با سر بالائي هاي تند مسير مالرو و شوسه عالي . اكنون در ارتفاعات تقريبا جنگلي مخصوص منطقه ركاب مي زنيم . مست مسير و منطقه هستيم اكنون بعد از يك روز كه اين گزارش را مي نويسم انگار در خيال و رويا اين برنامه را اجرا كرده ام انگار كه در خواب مسير را رفته ام ، هيچ چيز در يادم نيست بايد بعضي از قسمت هاي گزارش را از دوستان همراهم دگر باره بپرسم . آري منطقه بسيار زيبا و دلربا است به قول حافظ دل و دين مي برد از كف بدان سان كه مپرس .

مسيرمان بيشتر از دامنه ها و يالها است همه جا سر سبز و فريباست ، بودن در چنين مسير هائي اين امتياز را دارد كه شما بر كل منطقه اشراف كامل داريد . داخل دره هاي هول انگيز آنقدر زيباست كه هر از چندي درنگ مي كنيم و بدون حركت به نظاره مي ايستيم 14كيلومتر  طي شده و ساعت 4/8 به يك سه راهي مي رسيم ، دست راست به روستاي يحيي آباد و سمت چپ به روستاي لار خواهد رفت دو روستاي بسيار زيبا و عالي . در سالهاي قبل حدود 15 سال پيش يكبار پياده از روي يالها به اين مسير آمده ام و در خاطرم هست كه اول به لار و بعد به يحيي آباد رفته ام ولي با دوچرخه نمي دانم مسير اجازه اين كار را مي دهد يا نه . در سه راهي درنگ مي كنيم تا ماشين يا فردي گذري رد شود و از او مسير را بپرسم و به خاطر دوستان همراهم نمي خواهم ريسك بكنم و آنها را به مشكل بياندازم چون كول كردن دوچرخه در ارتفاعات انرژي و زمان بيشتري را مي طلبد و مي دانم دوستانم تمرينات اينچنيني را نكرده اند . من براي ديدن دره ي زيباي پيش رو به پايين مي روم و دوستانم سفره صبحانه را پهن و مشغول صبحانه مي شوند .

در اين مدت بچه ها از راننده ماشين نيسان گذري راجع به منطقه جوياي مسير مي شوند و اظهار راننده اين بوده كه هر دو روستا به بن بست منتهي خواهد شد و شما نمي توانيد با دوچرخه از لار به يحيي آباد برويد . تصميم مي گيريم به يحيي آباد برويم متاسفانه معلوم مي شود كه لار رفتن صحيح تر بوده و از آنجا به يحيي آباد راهي وجود داشته است . بعد از اتمام صبحانه بچه ها و جمع كردن محل صبحانه سوار دوچرخه ها به سوي روستاي يحيي آباد ركاب مي گردانيم . منطقه در سكوتي دلنشين و آرامش بخش فرو رفته تنها صداي جويباران و پرندگان و رودخانه خروشان داخل دره هاي ژرف سكوت را مي شكنند . در اين  سكوت دل انگيز صداي تپش قلب انسان نيز شنيده مي شود در آرامش كامل انگار در خلاء و حالت بي وزني حركت مي كني قابل وصف نيست از كنار ما چند موتور سوار رد مي شوند . اهل يحيي آباد هستند جلوتر مي رويم گاهي از ميان باغات جنگلي فندق مي گذريم ، اكنون به يحيي آباد رسيده ايم . موتور سواران در اول روستا هستند بعد از سلام و خداحافظي به داخل روستا مي رويم ساعت 24/9 كيلومتر  22 را نشان مي دهد تا اينجا 24 /3 دقيقه زمان صرف شده است .

از سمت چپ و شمال روستا بيرون مي زنيم طبق گفته روستائيان بايد تا هشتر خان و از آنجا به بعد هم از سمت چپ رودخانه عبور كنيم . اكنون مجبور هستيم داخل رودخانه شويم زيبائي مسير دو چندان مي شود . جلوتر مي رويم ، عكسي مي گيريم ، دوچرخه ها در كول حركت مي كنيم مسير خيلي زيباست .

در برنامه اي كامل مي توان از زنجان و از مسيردو شاخ تا خان چائي و از آنجا مسير امروزي را پياده و يا با دوچرخه اجرا كرد . از رودخانه رد مي شويم و به اشتباه به راست منحرف مي شويم بن بست است  و به صخره ها منتهي مي شود بر مي گرديم و به سمت چپ مي كشيم از طرف راست رودخانه به چپ كشيدن زحمت فراواني  را به بچه ها تحميل مي كند زيبائي منطقه همه سختيها را نيز به فراموشي مي سپرد . از سمت چپ كمي بالاتر مي كشيم از ميان درختان و باغات فندق دورتر مي شويم . به نظر مي آيد از ميان درختان رفتن زيبائي بيشتري دارد و كم كم به پائين فرود مي آئيم و از كنار جنگل درختان فندق جلوتر مي رويم كل دره را درختان فندق  احاطه كرده است . صداي رودخانه خروشان لحظه اي قطع نمي شود . اكنون بعد از طي يك ساعت و نيم در منطقه هشتر خان هستيم ، منطقه ي بكر و بسيار دلنشين ولي حيف و صد حيف كه انسان خطا كار  اينجا نيز ول كن ما جرا نيست . از دور صداي شكستن و ريختن سنگ از ارتفاعات شنيده مي شود ، جلوتر مي رويم از بالا آبشاري بسيار زيبا با چشم اندازي بديع ديده مي شود ، ولي درست در بالاي آبشار دو نفر از بالا به پرتاب سنگ به داخل دره مشغول هستند مي مانيم ، مات و مبهوت سنگ هاي بزرگ را دو نفر با هزار زحمت تكان داده و به پايين مي غلطانند و از آن چه لذتي مي برند خدا مي داند . قصد آبتني و شنا در اين آبشار را داشتيم منصرف مي شويم . درست زير آبشار دوستان اين دو نفر نشسته و بي خيال نظاره گر تخريب اين دو نفر هستند اعتراض مي كنيم اينها نيز از اعمال دوستانشان ناراحت هستند با تكدر خاطر از آنجا دور مي شويم . مسير آنقدر زيباست كه تسكين بخش تكدر ما مي شود . جلوتر درنگ كوتاهي مي كنيم ، تا مسير را بيشتر و بهتر انتخاب كنيم به اين نتيجه مي رسيم بهترين راه همان از سمت چپ است و تقريبا از يال حركت مي كنيم ساعت 12 به كلبه هاي زيباي هشتر خان مي رسيم . كلبه هاي گلي در ميان جنگل انبوه درختان فندق ، در يكي از كلبه ها مي نشينيم و كمپوت آناناسي باز مي كنيم و جاي شما خالي .

مي توان برنامه امروز را 5/1 روزه اجرا كرد و براي شب ماني در اين منطقه اتراق كرد و از چشم انداز زيبا لذت برد . باري اندكي بعد حركت مي كنيم از كنار كلبه اي ديگر به راست مي كشيم و مستقيم به سوي سرخه ديزج حركت مي كنيم ، جلوتر مي رويم منطقه واقعا زيباست ديگر عاجزم از وصف اين همه خوبيها و زيبائي .

 ساعت 20/12 كيلومتر 30  را نشان مي دهد ، در كنار رودخانه استراحت مي كنيم و ناهاري مي خوريم ساعت 14 باز حركت مي كنيم . جلوتر از رودخانه مي گذريم و به سمت راست مي رويم از سمت راست كلبه اي بالاتر مي كشيم ، باز از ميان جنگل درختان فندق عبور مي كنيم . ساعت 20/16 دقيقه و در كيلومتر 42 كمي بالاتر از سرخه ديزج و به طرف زنجان از يك شيب بالا كشيده و به آسفالت مي رسيم .

در اينجا گلويي تازه مي كنيم ، مسير واقعا زيبا و پر نشاط بود از بچه ها نظر خواهي مي كنم آيا بقيه مسير را تا زنجان با دوچرخه طي كنيم يا با ماشين  ، اينها با روحيه اي بالا انتخاب را به من واگذار مي كنند طي مسير با دوچرخه را انتخاب مي كنيم يكي از پر فشار ترين مسير ها براي دوچرخه مسيري پيچ در پيچ با شيب و سر بالايي بسيار تند ( حدود 21 كيلومتر فقط سر بالائي تند ) است ليكن تصميم قطعي گرفته مي شود با فشار بسيار زياد بچه ها ركاب مي گردانند و من نيز از اينها قوت قلب مي گيرم سر بالائي بسيار تند را كه حدود 2 ساعت طول مي كشد ، پشت سر مي گذاريم به بادامستان مي رسيم ، گلويي تازه مي كنيم و به راه مي افتيم ساعتي بعد در قهوه خانه اشرف كمي پائين تر از خان چائي هستيم بچه ها با روحيه بسيار عالي ركاب مي گردانند . ساعت 21 در سه راهي طارم زنجان هستيم . به علت تاريكي شب با احتياط كامل از كنار جاده با سرعت تقريبي 25 تا 30 كيلومتري به طرف زنجان حركت مي كنيم و ساعت 30/21 در دروازه زنجان لباس ها را تعويض و هركسي به سوي خانه خويش روان مي شود و من به علت اجراي برنامه اي قابل قبول و كامل با طيب خاطر در منزل را باز مي كنم و داخل مي شوم .

كل مسافت از اول قهوه خانه اشرف تا سرخه ديزج 42 كيلومتر

از سرخه ديزج تا زنجان حدود 70 كيلومتر ( مجموعا 110 كيلومتر مسافت طي شده اين برنامه است . )

شركت كنندگان : حميد پناهي – محمد ميري – حميد حقگو

 

+ نوشته شده در جمعه 26 خرداد1385ساعت 20:31 توسط حمید پناهی |

هيئت كوهنوردي استان زنجان

( كميته ي دوچرخه ي كوهستان )

 

 

گزارش برنامه ي زنجان – طارم – اسالم – رشت

( 25 / 3 / 84 )

ساعت 5:45 صبح روز چهارشنبه بيست و پنجم خردادماه از فلكه ي كوچه مشكي به سوي سد گاوازنگ و گردنه ي ( واي واي ) حركت مي كنيم . دوستان با آمادگي كامل ركاب مي زنند . هوا خيلي خوب و منطقه زيباست در كنار چشمه ي دو قلوي نرسيده به گردنه ي واي واي پياده شده ، آب مي خوريم و به طرف فلكه ي پيست  دوچرخه سواري پيش مي رويم و پس از دور زدن آنجا به سوي شمال فلكه راهي به سوي گردنه ي واي واي نمايان است ركاب مي زنيم . ساعت 8:30 در گردنه هستيم ، از دوچرخه ها پياده شده و پس از بر سر گذاشتن كلاه ايمني با احتياط كامل به خاطر باري كه در كوله پشتي و در تركبند پشت داريم از گردنه به پايين و به سوي روستاي تهم سرازير مي شويم . اين منطقه هميشه زيبايي و صفاي خاص خود را دارد . همه مان بارها اين مسير را چه پياده و چه با دوچرخه پيموده ايم . ساعت 9 صبح پس از گذشتن از باغ معروف عباد و لذت ديدار آن به روستاي تهم مي رسيم .  تهم  روستاي نسبتا بزرگي است كه مردمان آن از راه دامداري ارتزاق مي كنند مخصوصا الان به خاطر سد تهم و به زير آب رفتن زمين هاي كشاورزي ، كشاورزي در آنجا رونق ندارد .

 از داخل روستا به طرف شمال و جاده شوسه ادامه مسير مي دهيم و به سوي گردنه ي آق گئديك حركت مي كنيم . اطراف جاده واقعا زيباست و هر چهار نفرمان سرحال و قبراق ركاب مي زنيم ، كمي بالاتر و نرسيده به گردنه در كنار پل براي صرف صبحانه مي نشينيم . زيبايي مسير ، صبحانه ي خوشمزه ي آقاي افشاريان و هواي خوب لحظات لذت بخشي را آفريده است ، بعد از صرف صبحانه روانه ي گردنه مي شويم و در ساعت 10:30 به گردنه مي رسيم و پس از طي مسافتي كوتاه از راه سمت چپ كه راه شوسه ي جديد الاحداث است و براي كم كردن مسافت گيلان – زنجان از سالها پيش در حال ساخت بوده و هنوز نيز به اتمام نرسيده است ، به حركت خود ادامه مي دهيم ( لازم به ذكر است كه پس از رسيدن به گردنه ، راهي در سمت چپ وجود دارد كه به سوي سندستان كه ييلاق مي باشد مي رود و كمي جلوتر در سمت راست راهي  است كه به روستاي زرني و طارم مي رود و از آن جلوتر نيز راهي در سمت چپ است كه ما انتخاب كرده ايم ) . مسير خيلي زيباست ، اين مسير را چندين بار آمده ايم خيلي پر خاطره است براي من زنده ياد آقاي محمود افشاريان در ذهن و دلم مي آيد واقعا يادش بخير و روحش شاد . ادامه مي دهيم و از بالاي گمان رد مي شويم ، جاده به علت اين كه در دست احداث است پر از چاله و سنگ است ولي آمادگي بچه ها اين مسئله را كاملا حل كرده است مسير  را پي مي گيريم ، شيب جاده خيلي تند است و پيچ تركبند من نيز زود به زود باز مي شود و مجبورم كه آن را هر از گاهي سفت كنم و همين امر نيز باعث مي شود تا در يك دست انداز شديد تركبند من از دوچرخه جدا شود و به زمين بيفتد . به حركت خود ادامه مي دهيم ديگر به منطقه ي طارم رسيده ايم از روستاي ولي آباد كه از فاصله ي نيم كيلومتري ما در سمت چپ پيداست رد مي شويم پايين تر مي رويم و به روستاي شقاقي مي رسيم و در ساعت 13:45 در يكي از باعات اين روستا در زير درخت گردو ، ناهار را كه – دست آقاي افشاريان درد نكند – دلمه است ، نوش جان مي كنيم . قرار بود كه چيزي براي تغذيه نياوريم و در مسير تهيه كنيم ، به  خاطر آن من هيچ گونه مواد غذايي در بساط ندارم . پس از استراحتي كوتاه ، حركت مي كنيم و از پل انذر به سوي درام رهسپاريم .

ساعت15:50 دقيقه به درام مي رسيم از يكي از مغازه ها يك هندوانه تهيه و كمي بالاتر از درام كه انگاز جزئي از درام است يعني جز لاندشت در آستانه ي در شوراي حل اختلاف آن را بر زمين مي زنيم و ميل مي كنيم . جوانان در روستا  مشغول چسباندن پوستر هاي تبليغاتي كانديدا ها هستند  شور و شوق جوانان در اين روزها مرا به ياد اوايل انقلاب مي اندازد يادش بخير آن روزگاران . از جا بلند شده و از سمت چپ جاده تقريبا روبروي شورا به شمال و به سوي شيرين سو حركت مي كنيم از روستاي گمادشت كه در طرف چپ مان است مي گذريم . ساعت 17:30 است هوا خيلي گرم است با بابك افشاريان در رودخانه ي شيرين سو تني به آب مي زنيم آب خنك رودخانه خيلي لذت بخش است و خستگي را از تن بدر مي كند ، آقاي افشاريان و آقاي ملكي در كنار جاده نشسته و نظاره گر ما هستند . پس از مدتي حركت مي كنيم تا اينكه ساعت 19:10 به شيرين سو مي رسيم . من كمي جلوتر از دوستان هستم ، جاده خاكي را پيش مي رانيم يك سر بالايي تند و نفس گير ، تصميم مي گيرم اين سربالايي را بدون توقف تا سبزه ميدان برانم اما به علت اين كه از دوستان خبري نيست نگران شده و در كنار راهي فرعي در سمت چپ جاده كه به بندرگاه مي رود توقف مي كنم تا دوستان برسند خبري نيست نگران تر مي شوم روي يك تپه مانندي در كنار تير چراغ برق مي نشينم پس از يك ربع بعد يا بيشتر دوستان را از دور مي بينم كه هر سه دوچرخه به دست مي آيند ، نزديك كه مي شوند معلوم مي شود كه زنجير دوچرخه ي آقاي افشاريان پاره شده است در فكر چاره جويي هستيم تا اينكه من و بابك به سوي سبزه ميدان حركت كرده و پس از رسيدن به آنجا چادر را مي زنيم و پس از مدتي نيز بقيه  از راه مي رسند .

هوا كم كم تاريك مي شود و ما در كنار رودخانه اتراق كرده ايم و در اينجا شام را مي خوريم شب را با صداي سحر انگيز رودخانه و خاطرات برنامه هاي گذشته  به صبح مي رسانيم ، البته گهگاهي در طول شب بيدار مي شوم ، واقعا صداي رودخانه افسانه اي است . ساعت 5 صبح است كه بيدار ودر حال نوشتن گزارش ديروز هستم بچه ها در خواب هستند بعد از نوشتن گزارش من نيز به قافله ي دوستان مي پيوندم و دراز مي كشم .

8 صبح است و ادامه ي برنامه نامعلوم  ، زنجير پاره ي آقا منصور و اعلام عدم همراهي آقاي ملكي ، ادامه ي برنامه را نامعلوم كرده است . آقاي ملكي عزم جزم براي برگشت دارد ، اما من پيشنهاد ادامه ي برنامه با دوچرخه  ي آقاي ملكي را به آقا منصور مي دهم صبحانه را مي خوريم در دل من غوغاست كه نكند برنامه ادامه پيدا نكند آقا منصور به سوي دوچرخه ي خود مي رود كه موقتا آن را تعمير كند حسن آقا با آن به زنجان برگردد خوشبختانه دوچرخه كاملا درست مي شود و براي ادامه ي مسير مهيا . ساعت 12:30 ظهر با حسن آقا خداحافظي مي كنيم و قرار مي شود ايشان در آنجا بمانند تا در خنكي بعد از ظهر به سوي زنجان حركت كنند . از سبزه ميدان حركت مي كنيم ، هوا خيلي گرم است نه فقط گرم بلكه داغ است . كمي بالاتر در سمت راست يك راه فرعي به روستاي سياورود مي رود كه يكي از مسير هاي ماسوله است . مستقيم به جلو مي رانيم در سمت چپ روستاي نوكيان است و در طرف ديگر سياورود دو مسير ماسوله . سر بالايي تندي در پيش داريم بايد يك گردنه ي عظيم را رد كنيم ، راه كاملا سر بالاست و شيب تند . خوشبختانه راه شوسه و خوب است ، و تمرينات زنجان و سر بالايي هاي گاوازنگ اينجا  ثمر مي دهند . ساعت 13:15 باز در طرف چپ ما راه ديگري است كه به كوگان مي رود باز راه مستقيم را پي مي گيريم . ساعت14:30 در كنار يك آبشخور براي استراحت و آب خوردن درنگ مي كنيم و پس از ده دقيقه به پيش مي رانيم تا اينكه پس از دقيقا دو ساعت و ربع ركاب زدن به گردنه رسيده و به حركت خود ادامه مي دهيم . ساعت 15:30 به روستاي بالاكوه مي رسيم جالب است يك طرف دره ( جنوب ) روستاي بالاكوه اردبيل و در طرف شمال دره روستاي بالاكوه زنجان قرار دارد . دو روستا با يك نام و درست در مقابل هم ، براي ناهار در اينجا اتراق مي كنيم . سمت راست راه شوسه و در كنار منبع آب راهي است كه به روستاي كهل دشت مي رود  كه بايد بهشت دشت نامگذاري مي شد . پس از صرف ناهار و كمي استراحت در ساعت 17:30 به حركت خود ادامه مي دهيم و قصد داريم به سيبله برسيم مسير يك سر بالايي با شيب تند است ، به بالا مي كشيم سحر و زيبايي خاص اين منطقه از ديگر جاهاي مسير متمايزتر است . رنگها ، همواري و ناهمواري ، اينجا همه چيز چشم نواز است . آقا منصور اصرار دارد در اينجا شب ماني كنيم . كمي پايين تر به منطقه ي روستاي كهل دشت مي رسيم كه در طرف راست ما قرار دارد منطقه كاملا بوي آذربايجان مي دهد بوي اردبيل و خلخال . كمي اينجا استراحت مي كنيم گردنه ي سيبله از دور پيداست . حدس  مي زنيم كه به گردنه 45 دقيقه راه است . طبق برنامه قرار است به سيبله برويم و از آنجا به سوي خلخال . البته از سيبله هم به ماسوله مي روند يعني مسير دوچرخه ي ماسوله نيز همين است از روستاييان پرس و جو مي كنيم و تصميم مي گيريم به خلخال برويم . كمي بالاتر كه مي رويم راهي در سمت راست است كه به سوي روستاي كهل دشت و از آنجا به سيبله و ماسوله منتهي مي شود ، ما راه مستقيم را انتخاب مي كنيم منطقه بسيار زيباست و ما نيز متحير از زيبايي منطقه ، پيش مي رويم . ساعت 20:05 به رودخانه ي باريكي مي رسيم كه جاده را دو تا مي كند يكي به راست و ديگري به چپ كه ما طرف چپ را انتخاب مي كنيم . دو يا سه دقيقه بعد به يك رودخانه ي بزرگ مي رسيم كه بايد از آن بگذريم ، آب رودخانه زياد است به آب مي زنيم و با دوچرخه رد مي شويم به سوي روستاي طارم دشت پيش مي رانيم . باغات با صفاي اين روستا از دور پيداست . نزديك و نزديك تر مي شويم . ساعت 21:45 به روستاي بزرگ طارم دشت مي رسيم كه مي گويند قبلا يك روستاي 700 خانواري بوده ولي اكنون 50 خانوار بيشتر ندارد .

قصد داريم شب را در اينجا بمانيم ، در يك قهوه خانه اتراق مي كنيم تا شب را به صبح رسانيم . من خوابم نمي آيد بيرون و بر روي سكوي قهوه خانه دل به ماه و ستارگان و صداي مرغ حق مي سپارم تا اينكه در ساعت 2 يا 3 شب قصد مي كنم خواب و پلك سنگين و صبح .

ساعت 8:10 صبح از طارم دشت خارج مي شويم و 20 دقيقه بعد جاده ي خاكي تمام مي شود به آسفالت مي رسيم مسير  را ادامه مي دهيم و ساعت 9:55 است كه به كلور مي رسيم به حركت خود ادامه مي دهيم تا اينكه در ساعت 10:50 به منطقه ي شاهرود مي رسيم و براي برداشتن آب تامل مي كنيم ، منطقه ي شاهرود واقعا زيباست و به گفته آقا منصور قابل مقايسه با شاهرود سمنان است منطقه پر از باغات ميوه است . حدود ساعت 13:45 براي صرف ناهار و كمي استراحت ، در 16 كيلومتر مانده به خلخال و در زير درخت بيد توقف مي كنيم پير مردي به قصد اعتراض به ما نزديك مي شود اما خوش خويي آقا منصور جاي اعتراض براي پيرمرد باقي نمي گذارد . پير مرد سمت چشمه را به آقا منصور نشان داده و باهم براي آوردن آب به سوي چشمه مي روند . آقا منصور با آب بر مي گردد و كشفي از زندگي خصوصي پيرمرد ، نامردي و نامرادي زمانه . پير مرد باغ سيبي دارد كه مي گويد هر ساله مي توانم 40 تن سيب از باغم برداشت كنم و از آن مهمتر صاحب چندين فرزند ذكوراست . ولي باغ ميوه را  آفت زده است و پيرمرد از دست پسران خود ناله مي كند اين است  نتيجه  مهاجرت بي رويه و افسون دروغين مهاجرت به شهر ، به گفته ي پيرمرد پسران در شهر فرش مي بافند و باغ بدون صاحب و ميوه ها نيز كرم خورده و گنديده باقي مانده است . امروز براي خوردن گيلاس و آلبالو با ناز و كرشمه ركاب زده ايم . تعمير دوچرخه ي پسرك كلوري وقت زيادي از ما گرفت ، در ساعت 17:15 به حركت خود ادامه مي دهيم و ساعت 17:55 است كه راه قديم اسالم كه در سمت چپ جاده است نمايان مي شود و دو جاده ي جديد نيز كمي پايين تر وجود دارد كه به خلخال مي رود . منطقه واقعا زيبا و عاليست ادامه مي دهيم و به سوي گردنه حركت مي كنيم . يك سر بالايي با شيب كاملا مهندسي ، به تدريج ارتفاع را زياد مي كند .

ساعت 19:50 است كه به راهدار خانه مي رسيم و توقفي كوتاه براي پوشيدن لباس و بادگير مي كنيم . قصد داريم شب را در يكي از كلبه هاي اوبه ها ييلاق سپري كنيم به همين خاطر اولين اوبه ها را كه مي بينيم به سوي آنها مي رويم و جوياي محل ، قصد ندارند ما را ميزباني كنند به حركت خود ادامه مي دهيم به قهوه خانه اي در كنار جاده مي رسيم ، از قهوه چي جوياي محل مي شويم او كلبه اي را در پايين و در ميان ديگر كلبه ها به ما مي دهد . شب را در اينجا  بيتوته مي كنيم ، تاريكي برهمه جا چيره شده است ، ماه بر بالاي سر نور افشاني مي كند سكوت بر منطقه حكم فرماست اسب ها در حال استراحت بعد از چراي روز در كنار هم آرميده اند ، دوستان بعد از خوردن شير و ماست به خواب مي روند ، اما من خوابم نمي آيد در اين شكوه شبانه اجازه  خواب نيست به راستي اين همه سكوت و زيبايي سحر انگيز را در كجا مي توان يافت ، در بيرون كلبه مي نشينم ، خيره به همه چيز . اسب نري در كنار ماديانش چه زيبا و آرام لميده است باري نمي دانم دوستن صبح چه ساعتي بيدار خواهند شد ، با اينكه نمي توانم از بيرون كلبه دست بكشم به درون كلبه مي روم داخل كيسه رفته و باز سنگيني پلك و لذت خواب و آرامش .

ساعت 6 صبح از خواب بيدار مي شوم از پنجره ي كوچك كلبه به بيرون نگاه مي كنم ، بلبلي بر روي سنگ كنار كومه ي ما نويد صبح و روشنايي مي دهد چه صداي دلنشيني دارد به بيرون مي آيم در كنار در به چشم انداز نگاه مي كنم . همه جا سبزي و خرمي و صفا ، همه جا سبز مخملين ، همه جا آرام  و آرامبخش ، دام ها را مي بينم كه هر كدام در گوشه اي به پذيرايي از خود در اين خوان پر نعمت مشغول هستند چه خوشبخت هستند اين حيوانات . مه شبانه شبنم روي علف ها نشانده طراوت و زيبايي شقايق هاي نارنجي جلوه ي خاصي به منطقه مي دهد . گوسفندان دسته دسته با چوپانان راهي چرا مي شوند . آرامش كامل در منطقه حكم فرماست متاسفانه چراي بي رويه طيعت را از بين برده است و قسمت هاي زيادي از دامنه كچل شده و آماده تخريب طبيعي مانند فرسايش است ، بايد چاره اي انديشيد . گهگاهي در را باز و بسته مي كنم بلكه دوستان از خواب بيدار شوند ، بلاخره بيدار مي شوند صبحانه را كه شير است و از صاحب كلبه گرفته ايم گرم مي كنيم و پس از نوشيدن آن براي حركت آماده مي شويم و ساعت 9:30 صبح به قصد اسالم و ساحل گيسوم حركت مي كنيم .

مسير خيلي زيباست ، اوبه ها در زير پاي ما جلوه ي خاصي به منطقه مي دهند بعد از اين مناطق زيبا جنگل ها خود نمايي مي كنند ما دقيقا از داخل جنگل عبور مي كنيم منطقه بوي درختان جنگلي و رطوبت مخصوص شمال را دارد . هر قدم جلوه ي خاصي دارد . اين مسير را با ماشين چندين بار آمده ام ولي دوچرخه چيز ديگري است . آقا منصور جلوداري مي كند سرعت بيش از حد معمول و در حدود 40 يا 50 كيلومتر در ساعت مي باشد . به نظرم آرامتر مي رفتيم بيشتر لذت مي برديم . صفاي جنگل و هواي دلپذير گذشت زمان و مسافت را تحت الشعاع قرار داده است . ديگر به اسالم رسيده ايم و حدود 55 كيلومتر را طي كرده ايم ، به شهر رفته و ناهار را در اينجا صرف مي كنيم . در ساعت 1:45 به حركت خود ادامه مي دهيم . حدود 7 الي 8 كيلومتر تا ساحل گيسوم راه داريم . ساعت 14:30 به ساحل مي رسيم . قدري استراحت و شنا مي كنيم . بابك خيلي به شنا راغب است من و آقا منصور كه شناگر و مربي و عاشق آب هستيم به اندازه ي او براي رفتن به آب حس نداريم ولي براي اينكه او تنها نباشد اول آقا منصور و بعد من به آب مي زنيم . ساعت 17 از گيسوم به قصد فومن ركاب مي زنيم دو طرف مسير جنگل و شالي كاري است و رنگ سبز اصيل واقعا معركه است . آقا منصور جلو دار تيم است و با قدرت و سرعت ولي يكنواخت ومعقول ركاب مي زند و ما نيز پشت سرش .

جاده در بعضي جاها دو بانده و در بعضي جاها يك حاشيه ي 2 متري دارد كه براي دوچرخه سواري عالي است ولي در بعضي  جاها آنقدر باريك مي شود كه به سختي مي توان از ميان ماشين ها به جلو حركت كرد . ساعت 19 در كنار جاده براي استراحت مي ايستيم و از پسر تمشك فروش يك سطل بزرگ تمشك مي خريم و همه را – جاي شما خالي – مي خوريم حركت مي كنيم و ساعت 20 به ضياء بر مي رسيم . از ضياء بر تا فومن 20 كيلومتر است  ازآنجا مي گذريم و ساعت 21 به فومن مي رسيم و در يكي از پارك هاي آنجا شب ماني مي كنيم . ساعت 9:30 صبح از فومن  به طرف رشت حركت مي كنيم . ساعت 10:30 به رشت مي رسيم و براي تهيه ي بليط به ترمينال رفته و براي ساعت 15:30 بليط مي گيريم .

 

 

 

 

نفرات شركت كننده در برنامه:

آقايان : 1 – حميد پناهي 2 – منصور افشاريان 3 – حسن ملكي

4 – بابك افشاريان

+ نوشته شده در جمعه 26 خرداد1385ساعت 20:30 توسط حمید پناهی |

برنامه زنجان – سهرين – گلهرود – زنجان

به مناسبت روز جهاني كارگر قرار است عده اي از كوهنوردان در قله دنگه داغ روستاي سهرين ميهمان شركت پارس سويچ زنجان باشند و اين قله را صعود كنند دوستان دوچرخه سوار ما را نيز به اين صعود دعوت كرده اند لذا به پاسداشت اين روز تصميم مي گيريم اين هفته برنامه اي را در آن منطقه اجرا كنيم . به علت بارندگي هاي روز هاي پيش و پيش گوئي هاي كارشناس هوا شناسي آنروز نيز بارش خواهيم داشت ، در ترديد رفتن و نرفتن پنجشنبه شب را مي گذرانيم جمعه صبح ساعت 5 از خواب بيدار مي شوم از پنجره وضع هوا را مي بينم ، آفتابي و صاف است زود بچه ها را با تلفن بيدار مي كنم ساعت 7 در كنار همديگر با يك گروه پنج نفره از شهر بيرون مي زنيم هوا بسيار عالي است لطيف و بهاري ، بارشهاي چند روز قبل طبيعت را صفائي خاص داده است از سه راهي صفر آباد به سوي كوي فرهنگ و از آنجا به سوي روستاي سهرين ركاب مي گردانيم . اطراف  ما طبيعت تازه متولد شده بهاري واقعا زنده كه در آن زندگي با شور حال غير قابل وصف در جريان است با درصد فشار بالا ركاب مي زنيم تا بتوانيم خودمان را به دوستان كوهنورد در سهرين برسانيم و در كنار آنها قله را صعود كنيم ، دشت هموار سهرين مامن آهوان زيباست بعد از طي 22 كيلومتر به سه راهي سهرين مي رسيم به راست مي پيچيم و بعد از 2 كيلومتر به سهرين مي رسيم از سمت چپ روستا به سوي روستاي دگاهي حركت مي كنيم بعد از سهرين و كمي جلوتر طبيعت واقعا زيباتر و با طراوت تر مي گردد ، دره هاي عميق و رود خانه خروشان آن و در كنارش كوههاي سر به فلك كشيده شكوهي خاص به منطقه مي دهند حدود 2 كيلومتر مانده به درگاهي در سمت چپ جاده ميني بوس هاي پارس سويچ در كنار چادر سفيد شان ديده مي شوند به سويشان مي رويم . دوستان كوهنورد 20 دقيقه قبل حركت كرده اند دوچرخه ها را كناري نهاده به سوي قله روانه مي شويم و به راه مي افتيم در ميان راه به دو بانوي نشسته بر سنگ برمي خوريم با تشويق دوستمان آقاي افشاريان آنها را نيز ترغيب به صعود مي كنيم و به سبب حركت كند آنها با سرعتي معقول خودمان را به سوي قله مي كشيم از دور كوهنوردان در صفي منظم ديده مي شوند ساعتي بعد در قله 2700 متري دينگه داغ هستيم با دوستان تك تك آشنا هستيم ، سلام و عليكي گرم در ميان ما رد و بدل مي شود از همه پذيرائي مي شود بعد از استراحت به پائين سرازير مي شويم در كنار چادر با ساندويچ از همه پذيرائي مي شود بعد از صرف نهار ضمن خداحافظي از دوستان دوچرخه ها بر مي داريم و به سوي دگاهي روستائي بسيار محروم حركت مي كنيم . روستا را پشت سر مي گذاريم از رودخانه عبور مي كنيم و به سمت راست از راه شوسه بسيار ناهموار بسوي گردنه حركت مي كنيم در ميان راه كمي درنگ مي كنيم و از بچه ها با پرتغال پذيرائي مي كنيم و حركت . به گردنه مي رسيم ، دشت بسيار زيبا همه را مسحور خود مي كند زيباست و دلفريب ،  جلوتر مي رويم هوا ديگر كاملا ابري و آماده بارش است كمي بعد تگرگ با دانه هاي سفيد ما را نوازش مي كند و زود ي بند مي آيد  مسير  بسيار زيباست جلوتر مي رويم هواي خنك و نسبتا سرد بهاري هنوز اجازه رستن نباتات را نداده است شروع زندگي گياهان  ، آواي خوش پرندگان اينجا واقعا دلپذير و محشر است از گردنه سرازير شده ايم  ، ركاب زنان به جلو مي رانيم به كنار نهر آبي مي رسيم بدون درنگ به سوي گردنه پيش رو حركت مي كنيم حدود سه ربع بعد در گردنه هستيم چشم انداز با شكوه ديگر ، از دور آب نيلگون سد تهم پيداست چه زيباست اين منطقه جاي همه دوستان خالي .  به علت باد شديد و هواي نسبتا سرد در گردنه توقف كوتاهي مي كنيم و چند قطعه عكس نيز من مي گيرم و حركت مي كنيم در ميان را به آبشخور زيبائي مي رسيم در اينجا كمي نان و خرمائي مي خوريم و اندكي استراحت مي كنيم و سوار دوچرخه ها به پيش مي رانيم از داخل دره اي باريك و تقريبا صعب العبور مي گذريم زيبائيها را يكي يكي پشت سر مي گذرانيم و جلوتر مي رويم اكنون به روستاي گلهرود نزديك شده ايم از دور صداي سگ هاي ده به گوش مي رسد نزديك و نزديك تر مي شويم به روستا رسيده ايم از داخل روستا رد شده از راه دست چپ به سوي سد تهم روان مي شويم ساعتي بعد در كنار رودخانه هستيم آب رودخانه بسيار زياد است به طرف روستاي تهم مي رويم از پل عبور مي كنيم ساعت 10/16 است به علت مشغله كاري دوستمان آقاي فرجي ماشيني اجاره مي كنيم و ايشان براي رديف كردن كارهاي نمايشگاه عكس بايد زودتر به شهر برود ما نيز ركاب زنان از گردنه شلروه عبور و به سوي شهر سرازير مي شويم ساعت 10/5 در شهر هستيم .

دوستان شركت كننده در برنامه آقاي منصور افشاريان ، آقاي مرتضي فرجي ، آقاي بابك افشاريان و آقاي  مهدي منيري و بنده حميد پناهي .

+ نوشته شده در جمعه 26 خرداد1385ساعت 20:28 توسط حمید پناهی |

( برنامه ي زنجان – سندستان ، كميته دوچرخه كوهستان استان زنجان )

 

 در راستاي اجراي برنامه هاي كميته دوچرخه كوهستان استان زنجان در نظر داريم امروز جمعه 29 ارديبهشت يكي از برنامه هاي تقويم كميته را به كمك دوستان اجرا كنيم مسير سندستان واقع در شمال غربي زنجان را انتخاب مي كنيم . ساعت 30/5 صبح در يك هواي با طراوت و دل انگيز بهاري در اول جاده گاوازنگ همه حاضرند ، استارت برنامه از همين جا زده مي شود از فلكه آزادگان مي گذريم جمعيت كوه رو و كوهنورد در صفوف به هم فشرده و پاي در راه گاوازنگ رهسپارند . از سد گاوازنگ به سوي سه راهي امند ركاب مي گردانيم صداي موسيقي دل انگيز در گوشم طنين دلنشيني دارد  ، طبيعت زيبا ، هواي پاك ، موسيقي اصيل كه ريشه در تار و پود هر ايراني دارد ، نشاط و سرخوشي كوهنوردان در حال گذر و مسير، خالي وصف ناپذير به انسان داده است . بهار امسال اين منطقه چقدر زيباتر شده است از سه راهي امند به سوي گردنه واي واي حركت مي كنيم ، صداي آواي طرقه هاي مست در آسمان آبي طنين انداز است آهنگ دلپذير موسيقي پرندگان و طراوت طبيعت مجموعه اي از زيبائيها در يك جا جمع شده است و اين بسيار فرح بخش و گوارا است . گلهاي زرد در ميان سبزه هاي  وسيع دامنه ها منظره اي بديع آفريده است ، دل كندن از منطقه واقعا سخت است بايد ساعت ها نشست و از مناظر اطراف استفاده كرد هر طرف تابلوئي زيباست انگار در موزه اي از كارهاي بزرگان نقاشي دنيا قرار گرفته اي ، بايد حركت كنيم . جلوتر چشمه كنار راه را پشت سر مي گذاريم از فلكه پيست دوچرخه سواري ، از قسمت شمالي آن به سوي گردنه واي واي مي رانيم همراهان سرحال و قبراق پاي در ركاب دارند . گون هاي اطراف با گلهاي ارغواني از ما دلبري مي كنند ، به گردنه رسيده ايم چشم انداز روستاي تهم و گردنه آق گئديك از دور پيداست . واقعا زيباست انسان نمي تواند وطنش را با هيچ كجاي دنيا عوض كند ، آري اينجا وطن زيبا و مادري ماست . گونه هاي متنوع گياهان ، گل هاي وحشي هر كدام ، دواي دردي است سرمايه هائي كه بايد به درستي خواص آنها را شناخت و استفاده كرد اينجا پر است از كاكوتي ، توكليجه ، آويشن ، مرزه كوهي ، تره ها كه هر كدام دنيائي از خواص هستند .

با پائين آوردن زين ها از شيب نسبتا تند به سوي روستاي تهم با احتياط سرازير مي شويم همه كلاه هاي ايمني را بر سر گذاشته ايم و نظاره گر زيبائي هاي غير قابل وصف به پائين روانيم لذت هواي پاك و دل انگيز و چشم انداز دامنه هاي دره واقعا دل از ما مي ربايد و زبان از وصف اين همه زيبائي قاصر .

در پائين دره با سوار شدن به دوچرخه ها به سوي روستاي تهم حركت مي كنيم ، صداي آب جويبار داخل دره ، ذهن و دل را جلا مي دهد . جاي همه دوستان خالي . جلوتر مي رويم از محل اتراق گاه باغ عباد خبري نيست درخت هاي اينجا را بريده اند ، راهي ماشين رو  احتمالا براي حمل چوب به اينجا كشيده شده است باعث       تكّدرخاطر است اين راهها غير از ضرر و زيان به طبيعت هيچ حسني نخواهد داشت . صداي آب و طرقه هاي مست و بلبلان لحظه اي خاموشي ندارد همه سر حال و سر كيف هستيم از آب داخل دره مي گذريم و به روستا نزديك شده ايم ، ساعت 40/7 صبح به روستاي تهم مي رسيم كيلومتر 32 را نشان مي دهد ، از داخل روستا با كمترين صدا عبور مي كنيم و از شمال آن جاده آسفالته را به سوي گردنه آق گئديك پيش مي گيريم .

فعاليت مداوم بچه ها گرسنه شان كرده است جلوتر در كنار درختان و چشم انداز زيبائي اتراق مي كنيم ، بعد از صرف صبحانه حدود سه ربع بعد باز به بالاتر مي كشيم ساعت 10/9 به آق گئديك مي رسيم در اين گردنه چند راه متعدد وجود دارد ، سمت راست به سوي رزني و راه سمت چپ در اول گردنه به سندستان و راه چپ كمي جلوتر به سوي ولي آباد و طارم خواهد رفت ما همان راه سمت چپ اولي را بايد برويم پاي در راه و ركاب مي زنيم . سندستان منطقه ييلاقي نسبتا وسيع است كه در ميان كوههاي اطراف احاطه شده  ، احتمالا بيست روز زود تر آمده ايم چون هوا سرد است و برف ها هنوز در دامنه ها زياد است مسيرمان اكثرا سر بالايي با شيب تند و از ارتفاعات و يال آنهاست يك بده بستان واقعي . خوشبختانه دوستان همراه جوانند و پر نشاط ، براحتي سينه كش ها و سر بالائي راپشت سر مي گذرانند گلهاي چيچك و گونها واقعا دلبري مي كنند با نسيم باد ، ملايم مي رقصند و طنازي مي كنند . تابلو هاي زيباي طبيعي كه بر روي هيچ بوم نقاشي نه مي توان ديد و نه كشيد . باري بايد جلوتر رفت هر از گاهي عكسي از اين مجموعه بي نظير مي گيرم سر بالائي هاي زيادي در پيش داريم كه توام با سنگلاخ و بسيار ناهموار است كم كم منطقه وسيع سندستان با جاي خالي اوبه ها نمايان مي شود و به قول خودمان (    لله كوچوب سوردي قاليب ) آري طبق حد سمان زود است ييلاقيان هنوز نيامده اند ، عده اي از آنها براي سركشي و چيدن تره در منطقه هستند دشتي وسيع  سر سبز و زيبا ، هنوز منطقه آن جلوه خاص خود را نيافته است در اينجا شروع بهار است تازه نوروز گلي ها رسته و از خاك در آمده اند .

نظاره گر چشم انداز زيباي اطراف هستيم در سمت شمال شرقي راهي است كه به سوي طارم و روستاي ولي آباد و كنار قزل اوزن منتهي خواهد شد . من و يكي از دوستان  براي شناسايي اطراف دوري در منطقه مي زنيم  . مسير هاي زيادي مي توان انتخاب و برنامه را اجرا كرد . بعد از گشت و گذار به سوي همراهانمان مي آئيم . جواناني پر نشاط و مودب . بعد از كمي استراحت راه آمده را حدود يك كيلومتر بر مي گرديم به راست مي پيچيم و نزديك گردنه با يخچال فصلي برفي مواجه هستيم با زحمت زياد دوچرخه ها را به بالا مي كشيم اكنون در بالاي گردنه مشرف به خشكرود و در سد تهم تماشاي آفاق وانفس مي كنيم .

چشم انداز دره اي عظيم و زيبا با دامنه ها پر از ريواث است . بر يال گردنه و بلند ترين قسمت اين گردنه زيبا مي نشينم از دور دره ي مشرف به امند پيداست با دوستان در ميان مي گذاريم اگر موافق باشند از اين دره به زنجان بر گرديم مورد موافقت قرار مي گيرد . كمپوت آناناسي باز مي كنيم و جاي شما خالي . بوته هاي گون با گل هاي زيبايش واقعا دلفريب است جلوتر بوته هاي با گلهاي بنفش متراكم پر است از ارغوان سالها است نقاشي مي كنيم با اين تجربه در كنار اين گل هاي زيبا رنگ هاي عالي  سر تعظيم فرود مي آورم و حقارت خود را دركنار طبيعت به عينه       مي بينم . پس از كمي استراحت به پايين حركت مي كنيم شيب خيلي تند دره ي پيش رو احتياط كامل را مي طلبد زين ها را پائين كلاه ها بر سر و دوچرخه ها بر كول ، پائين مي رويم  . در راه از ريواث هاي دم دست مي كنيم و مي بلعيم در اين گونه مواقع دوچرخه هاي كمك دار كارايي بيشتري دارد از خستگي دست ها و آسيب هاي مفصلي پيشگيري بسياري مي شود . پائين تر مي رويم دامنه هاي دره پر است از گل هاي الوان چشمه هاي متعدد و زيبا با آب زلال ، آري اينجا بهشتي ديگر است . زنده باد شهر عزيزمان . به روستاي خشكرود نزديك تر شده ايم ساعت 25/13 به روستا مي رسيم كيلومتر 49 را نشان مي دهد در اين چند كيلومتر فشار مضاعف سر بالائي را اگر حساب كنيم انرژي دو سه برابر اين 49 كيلومتر صرف شده است . از روستا بيرون مي آئيم و به سوي پل جديد رودخانه تهم حركت مي كنيم ساعت 50/13 روي پل هستيم كيلومتر 54 را نشان مي دهد به سمت راست و سوي سد تهم ركاب مي زنيم يكي از بچه ها با سرعت متعادل 25 جلودار است و دور مي دهد بقيه پشت سر هم و در خلاء همديگر به پيش مي رانيم . ساعت 14 طرف چپ ما جاده متروكه قديمي امند پيداست درست روبروي دره خشكرود ، وارد اين راه خاكي شده جلوتر مي رويم مناظر زيباتر و دلرباتر مي شود و گل هاي ارغواني توكليجه با نسيم ملايم نرم نرمك مي رقصند و بدرقه مان مي كنند .

20 دقيقه بعد براي صرف نهار و اندكي استراحت درنگ مي كنيم بعد از تناول نهار و استراحت اندك بقيه راه تا گردنه را ادامه مي دهيم يك ربع بعد در گردنه هستيم بسيار زيبا و جذاب است ، روستاي امند و دره بسيار زيباي آن پيداست و اقعا بهار امسال محشر است با زين هاي پائين به سوي امند شيب تند را با احتياط پائين مي آئيم به منطقه زيباي امند و روستا يش كه خرابه اي بيش نيست مي رسيم خيلي زيباست اين منطقه  جلوتر مي رويم از سه راهي امند به سوي سد گاوازنگ حركت مي كنيم . كم كم قيل و قال شهر خود مي نماياند در ميدان آزادگان به اميد برنامه ديگر از همديگر خداحافظي مي كنيم كيلومتر 72 را نشان مي دهد .

 

دوستان شركت كننده :

آقاي مرتضي فرجي سرپرست برنامه

آقاي مهدي منيري –آقاي محمد – آقاي حميد و بنده حقير حميد پناهي

+ نوشته شده در جمعه 26 خرداد1385ساعت 20:24 توسط حمید پناهی |